مرا توانمند کن که در راه تو قدم بردارم
به خدا كم غصه اي نيست چند روز تو رو نديدن
بچه كه بودم مدام دستم را
از دستان نگراني كه مراقبم بود رها ميكردم
و آرزويم بود كه يك بار هم كه شده
تنها از خيابان زندگي رد شوم
حالا كه ديگر نمي شود بچه بود
و فقط مي شود عاشق بود
از سر بچگي ، هر چه وسط خيابان زندگي سر به هوا ميدوم
هيچ كس حاضر نمي شود دستم را بگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد
محبت قوجالماز
عشق آزالماز
یولداش آیرلماز
یولداش یولداشه آتماز

آنقدر رسم وفا مرد که ترسم روزی
لیلی گر زنده شود یادی ز مجنون نکند

شمع میسوزد و پروانه به دورش نگران
من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم
ای بسته به تو همه وجودم
من لایق عشق تو نبودم
عشقی که نهفته در دلم بود
در راه محبت کم بود
من از تو ،تو از من به خود رسیدم
با عشق تو من خدا رو دیدم
بی تو رفتم،بی تو ماندم
باورم هرگز نبود بی تو بمانم
بی تو خسته دل شکسته
ای همه بود و نبودم
سوگند به خالق محبت
سوگند به پاکی و محبت
اکنون که چرا از تو غریبم
زان عشق تو گشته بی نصیبم
من بی تو ز جان خویش سیرم
کاش می شد که به پای تو بمیرم...
میترا
هر ایشوه ساتان سوگیله جانان اولا بیلمز![]()
هر نغملی قوش بلبل بستان اولا بیلمز![]()
فیض آخداران عاشیق گرک هجرانلارا دوزسون![]()
هر مدعی مجنون بیابان اولا بیلمز![]()
حسین مددی
صبر ایله کونول ,محنت هجرانه تلسمه
صبر اهلی یتر , صبر ایله درمانه تلسمه
دنیایه وفا ایلمه چوخ آغلاما کونلوم
دونیا نه وفا قلدی سلیمانه تلسمه
کام آلمیاجاق آیرلقا باعث اولانلار
عاشیق چاتاجاق سوگولی جانانه تلسمه



اینحا آسمان آبیست آنجا را نمی دانم
اینجا شده پاییز آنجا را نمیدانم
اینجا فقط رنگ است آنجا را نمی دانم
اینجا دلی تنگ است آنجا را نمی دانم
"شبنم"

پیغام می دهم که هیچ چیز نمی تواند
مهرت را از دلم جدا کند حتی فاصله ها
یالواردغیم سوزلریمه باغشدا
ایسته ییرسن گل دیلیمنن آس آنجاق
سنی سون گوزلریمه باغشدا
"فرشاد"

یکی از نظر دهنده ها نوشته اند که بنده مطلب میدزدم.من کدوم مطلب رو
دزدیدم.هر مطلبی هم که هست یا از نظر دهنده ها گرفتم یا از کتابی و آهنگی برداشتم.
در ضمن وقتی نظر میدید لطفا وبلاگ یا آیدیتون رو هم بنویسید تا جوابتون رو بدم.
با تقدیم شایسته ترین احترامات"بهمن"
اینقدرخاطره داری که گویی قده یک قرنه
گلو می سوزه ازعشقت عشقی که مثل زهره
ولی بی عشق توهر دم خنده با لبهای من قهره 
درسته با منی اما به این بودن نیازدارم 
توکه حتی باچشماتم نمیگی آه دوستت دارم 
اگه گفتی دوستت دارم فقط بازی لبهات بود
وگرنه رنگ خودخواهی نشسته روی چشمات
هرچی عشقه توی دنیا من میخواستم ماله ما شه
اما توهیچ وقت نذاشتی بینمون غصه نباشه
فکرمی کردم با یه بوسه باتو هم خونه میمونم
نمی دونستم نمیشه آخه بی تو نمیتونم 
گله میکنم من از تو ازتوکه این همه بی رحمی
هزار بارمردم ازعشقت توکه هیچ وقت نمیفهمی 
چشام همزاد اشک وخون دلم همسایه آهه
زمونه گرگ وعشق توشبیه مکر روباهه 
شدم چوپان ساده لوح کنارگله ی احساس
چه رسمی داره این گله سر چنگال گرگ دعواست 
تو اینقدر خواستنی هستی که این گله نمیفهمه
اگه لبخند به لب داری دلت از سنگ وبی رحمه
ببخش خوبم اگه این عشق حیله ی تو رو رو کرد
نفرین بر دل ساده که به چنگال توخو کرد
( محسن یا حقی)

من سنه لای لای دمیشم
سن یاتالی من گوزومه
اولدوزلاری سای دمیشم
هر کس سنه اولدوز دیه اوزوم سنه آی دمیشم
سنن سورا حیاته من شیرین دسه زای دمیشم
هر گوزلدن بیر گول آلب
سن گوزله پای دمیشم
صدای سازم همه جا پر شده هر کی شنیده از خودش بی خود شده
اما خودم پر شدم از گلایه هیچی ازم نموندم جز یک سایه



دوست دارم بمیرم تا اینکه بهم اطمینان نداشته باشی
لعنت...!
رفیق من سنگ صبور من باز
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نفهمید که چه حالی دارم
چه دنای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه سردو صوت و کور
توی شبهات ستاره نیست
مونده و راه چاره نیست
اگر چه هیچ کس نیومد
سری به تنهایی ام نزد
اما تو کوه درد باش
فقط بیا و مرد باش
اگر بیای همونطوری که بودی
کم میارن حسودها از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بی خود شده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونوندهم جز یک سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاج به نور خورشید